تبليغاتX
شهرزاد
بیانیه ی هیئت داوران -بخش دینی و آئینی- سومین همایش داستان خوزستان

 داستانهای رسیده به دبیرخانه ی مسابقه داستان نویسی در بخش دینی و آیینی به سه بخش نامساوی تقسیم شده بود. نخست داستانهایی که کاملا دینی بودند یا به گونه ای نه چندان غیر مستقیم به معنویت و تاثیر به سزای آن در زندگی انسان می پرداختند.  سپس آنها که بیش از تاثیر معناگرایانه ی دین تکیه بر مولفه های اقلیم شناسانانه و آیینیِ سرزمین خوزستان زده بودند و دستِ آخر آن دست داستانهایی بودند که کمابیش به هر دو پرداخته بودند ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهرزاد در یکشنبه هجدهم اسفند 1387 و ساعت 10:9 |

 معاش

 حمید رضا اکبری

  روي اسكله نگاهش به نخلهاست؛ كه باد «پيش[1]» هاي پهنشان را به رقص واداشته است.

- بايد بياد ديگه!

زير لب وا گفت. قرار بود برايش طناب بياورد. قول خارجيها داده بودند، برايشان بگيرند. زير چفيه‌اش عرق بيرون مي‌چريد. آستينهايش را بالا زد. دستهاي استخواني‌اش توي چشم مي‌زد؛ با نگاهي زير و دشداشه‌اي بلند، تا سر كتاني پاره پايش...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهرزاد در یکشنبه هجدهم اسفند 1387 و ساعت 10:4 |

 نه اسبها نه سربازها؛ به هیچ کس نگوبهاره اله بخش

بهاره اله بخش - اهواز

 

 

اینجا همه چیزش بهتره دور تا دور صفحه ش چراغ داره. یه ماشینهای کوچولویی هم هی صفحه رو تمیز می کنه. همه خونه هاشم سفیده. تیم ما هم بیشترن. یه عالمه سرباز. دلم نمیخواست از کنار شاه جم بخورم. مامانم که دید نمیخوام بجنگم یه طناب بست گردنم، گرهش داد به خونه ی شاه. فکر کرده بود من اسبش م. سربازا  باید جلوی شاه وایسن اما مامانی گفت:« بخواب. فهمیدی؟ اگر اونطوری شد، یواش فقط تو گوش خودم بگو.» منم دراز کشیدم جلوی پای شاه...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهرزاد در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 10:48 |
خانه های وارونه حمید اباذری

حمید اباذری -آبادان

 

 

 

 بابا آدم عجیبی است. مامان هر از چند گاهی که صبرش تمام می‌شود و شروع می‌کند به غرغر، جمله‌ی معروفش را تکرار می‌کند. "باباتان مثل این خانه‌ی لعنتی، همیشه می‌خواهد وارونه بماند." و وقتی بهش می‌گویم که خانه ما وارونه نیست، خانه‌های دیگر وارونه‌اند، چشم تنگ می‌کند، ابرو بالا می‌اندازد -همان‌طور که تا یکی دو سال قبل خیلی حساب می‌بردم- و می‌گوید "تو هم یکی می‌شوی مثل بابات" اما من دوست ندارم مثل بابا باشم. حرف من این‌ست که سقف خانه‌ی ما رو به آسمان است، پس خانه‌های دیگر وارونه هستند نه خانه‌ی ما. تازه سقف مدرسه‌مان هم رو به آسمان است؛ یا مثلا مغازه‌ی آقا باقر که بابا همیشه می‌گوید "فروشنده‌ی شریفی است"-فکر کنم منظورش این‌ست که...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهرزاد در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 10:41 |
دام دام

ثنا نصاری - آبادان

 خبر تمام کوچه را به هم ریخته بود. من با دوستانم بازی می کردم. دم در خانه. در سالهای بی خبری. در سالهای کودکی.

مردی زنگ همسایه بغلی ما را زد. منزل آرامی. منزل ناآرام آرامی. خانم آرامی تپل و خندان روبروی مرد ظاهر شد. صدای مرد را نمی شنیدم. خیلی ناراحت به نظر می رسید، اما نه به ناراحتی خانم آرامی در چند لحظه بعد.

خبر احتمالا در یک جمله خیلی خلاصه و آرام گفته شد. مثل تمام خبرهای بد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهرزاد در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 10:35 |
سومين همايش ادبيات داستاني‌ خوزستان روز جمعه هجدهم بهمن 87 توسط انجمن قلم شهرزاد و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي خوزستان در تالار آفتاب اهواز برگزار شد.

 هيات داورانْ برگزيدگان بخش آييني سومين همايش ادبيات داستاني خوزستان را ( به ترتيب حروف الفبا و بدون رتبه‌بندي ) به اين شرح معرفي كرد:

" خانه‌هاي وارونه "   نوشته حميد اباذري   از آبادان

" معاش "   نوشته حميدرضا اكبري(شروه)   از اهواز

" نه اسب‌ها، نه سربازها ،به هيچ كس نگو  "   نوشته   بهار اله بخش   از اهواز

" محمد رسول‌الله "   نوشته خليل رشنوي   از انديمشك

"توشمال"   نوشته‌ غلامرضا شيري     از ایذه

 هیات داوران بخش آزاد همایش، برگزيدگان اين بخش را ( بدون رتبه‌بندي و بر اساس حروف الفبا ) بدین شرح اعلام نمودند:

" گره "    نوشته پيمان آغاجري   از اميديه

" فصل چيدن انار "   نوشته آزاده بهروزي   از اهواز

" ‌رقص"    نوشته  عصمت حسینی  از ماهشهر

" ‌مهمان خوانده "    نوشته پگاه شنبه زاده   از ماهشهر

" طعم شور عرق "  نوشته ساناز فرضي    از اهواز.

همچنین هيات داوران در بخش آزاد سه داستان ذیل را شايسته تقدیر دانست.

" كژال "  نوشته  محمدباقر اصليان از شادگان

" نگاه كن به شتر "   نوشته سعيد شعباني    از اميديه

" دام دام "   نوشته ثنا نصاري    از آبادان

 غلامرضا رضايي، مهدي ربي، احسان اسكندري، خداداد باپيرزاده، بهروز ناصري، مريم دلباري و مسعود عالي محمودي داوران سومین همايش ادبیات داستانی خوزستان بودند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهرزاد در سه شنبه ششم اسفند 1387 و ساعت 12:25 |